روانشناسی رفتارگرا چیست؟

روانشناسی رفتارگرا از تقویت مثبت به جای تقویت منفی استفاده میکنند زیرا تنبیه به جای پاداش، رفتارهای منفی را ایجاد سایت 3m-healthtourism میکند. اما روانشناسان گشتالت، دروننگری را به طور کلی رد نکردند. رفتارگرایی درون نگری را به عنوان یک روش تحقیق رد کرد. اگر علاقهمندید درباره این انگیزهها و عواملی که آنها را شکل میدهند بیشتر بدانید، مطالعه خلاصه کتاب پاداش را به شما پیشنهاد میکنیم. • شما باید 6 تا 12 ماه در یک برنامه یا دورۀ علمی معتبر شرکت کنید. آموزش دقیق مبتنی بر علم شما را با دانش درجه یک و برتر آشنل می کند. آنها بر این واقعیت اصرار داشتند که هنگام مواجهه با مشکل، فرد باید ساختار کل وضعیت را درک کند و پاسخ مناسبی را ارائه دهد. یک روان درمانگر برای درک وضعیت بیمار، ابزارهایی را برای تغییر نحوۀ واکنش او به افکار خاص در اختیارش قرار میدهد. مرحله بعدی، استفاده از شرطی سازی برای شکل دادن یا تغییر شکل واکنشهاست. طراحان اغلب هنگام طراحی محصولات یا خدمات برای استفاده مردم، از اصول روانشناسی رفتارگرا استفاده میکنند. در طراحی کمپینهای تبلیغاتی از شعارهای جذاب و تصاویر پُررنگ و لعاب برای ایجاد انتظارات اجتماعی استفاده میکنند.

نظریه اریک اریکسون دربارۀ توسعه روانی – اجتماعی به ایجاد علاقه و تحقیق در مورد توسعه رفتارهای انسان کمک کرد. مشاهده: یک روانشناس رفتارگرا ابتدا اطلاعاتی را در مورد محرکهایی که باعث ایجاد یک رفتار خاص میشوند، جمع آوری میکند. «از آنجا که ارگانیسمها از محرومیت رنج میبرند (مانند احساس گرسنگی)، محرومیتها میتوانند نیازهای خاصی را در افراد ایجاد کنند که مستقیماً بر رفتارشان تأثیر بگذارد. یک خرگوش و یک سگ و همچنین پنبه، پشم و محرکهایی دیگر که در آلبرت کوچک ترسی ایجاد نمیکردند. درمانگران همچنین میتوانند از این روش برای افزایش انگیزه دانشآموزان استفاده کنند. سگهای پاولوف یاد گرفتند که پاسخ به یک محرک (ترشح بزاق در بوی غذا) را با یک محرک خنثی (زنگ زدن) مرتبط کنند که قبلاً واکنشی به آن نشان نمیدادند. یعنی وقتی به جای غذا دادن، زنگ را به صدا در میآورد، دهان سگ شروع به ترشح بزاق میکرد. در آغاز این آزمایش، به سگها گوشت داده میشد که این باعث ترشح بزاق آنها میشود؛ اما وقتی برای آنها زنگی به صدا در میآید، آن را نمیشنوند. تقویت منفی: تقویت منفی شامل ارائه چیزی ناخوشآیند به فرد مانند سر و صدا کردن یا اعمال چیزی دردناک است. این متخصصان غالباً در کنار سایر متخصص های مراقبت های بهداشتی مانند پزشکان عمومی، متخصصان رژیم درمانی و پرستاران کار می کنند.

محیط بانان پارک و متخصصان توانبخشی حیوانات نیز از این تکنیکها برای آموزش حیوانات وحشی به منظور اجتناب از تعامل با انسان استفاده میکنند. تجزیه و تحلیل رفتار کاربردی شامل آموزش رفتارهای جدید از طریق تجزیه آنها به وظایف قابل مدیریت است. او مشکل در رفتار را تجزیه و تحلیل میکند و برنامهای برای تغییر آن ارائه میدهد. روانشناسی رفتارگرا مطالعه تغییر رفتارهای انسان از طریق تجزیه و تحلیل و درمان است. روانشناسی رفتارگرا بر چه چیزی تمرکز دارد؟ روانشناسی رفتارگرا به جای توجه به فرآیندهای فکری، احساسات یا انگیزهها، بیشتر بر رفتارهای انسانی تمرکز میکند که شامل بررسی رفتارهای بیرونی و تجزیه و تحلیل چگونگی مطابقت آنها با محرکهای محیطی است. روشهای تجربی پاولوف به جای تمرکز بر روانشناسی درون نگر و ارزیابیهای ذهنی، حول محور اندازه گیری عینی رفتار قرار داشت. او یک روانشناس رفتارگرا بود و از این رو علاقه خاصی به تبیینهای عینی از رفتارهای انسان داشت. روانشناسی رفتارگرا (Behavioral Psychology) مطالعۀ تغییر رفتارهای انسان از طریق تجزیه و تحلیل و درمان است. متخصصان میتوانند از اصول روانشناسی رفتارگرا هنگام تلاش برای تغییر رفتار انسان در بسیاری از شرایط استفاده کنند. در هر صورت، هر دو سبک رفتارگرا و گشتالت هنوز هم در دنیای روانشناسی (در زمینههای خاص) مورد استفاده قرار میگیرند.

این تقویت هنگام انجام یک رفتار خاص برطرف میشود. درمانگران ممکن است از معلمان جهت ارائه برنامههای درمانی برای دانشآموزان خاص کمک بگیرند. او ممکن است با محققان دیگر تکنیکهای جدیدی را امتحان کرده یا شیوههای درمانی خود را تغییر دهد. از این طریق، درمانگران میتوانند با تغییر نحوۀ واکنش انسانها نسبت به محیط، به آنها در تغییر رفتارهایشان کمک کنند. این روش به بیماران کمک میکند تا از رفتارهای مضر دوری کنند. فرد باید بتواند موارد را سازماندهی کرده تا برخی نتایج را ایجاد کند. رفتارگرایی اسکینر را به یک روانشناس بزرگ در این زمینه تبدیل کرد. تجربه، یک موضوع مهم در زمینه روانشناسی است. در نظریه پاولوف و اسکینر از حیوانات و نظریه واتسون از یک نوزاد برای آزمایش استفاده شده است. در آزمایش دیگری که شرطی سازی کلاسیک در انسان را نشان داد، روانشناس بی واتسون و دانشجوی کارشناسی ارشد وی «روزالی راینر»، کودک ۹ ماههای که آلبرت کوچک مینامیدند را در معرض موش سفید و سایر حیوانات خزدار قرار دادند. بسیاری از افراد او را بنیانگذار مکتب رفتارگرایی، در روانشناسی مدرن میدانند. او تفکر را در پرتو نظریه محیطی و جهت گیری روانی تفسیر کرد. اکثر کتابها، مقالات و وبسایتهای خودیاری، استفاده از روشهای شرطی سازی را مفید میدانند.

مفاهیم و نظریههای مربوط به حوزه رفتارگرایی، در زمینههایی مانند روان درمانی و آموزش همچنان اثربخش و مفید هستند. دانشجویان از سراسر جهان متقاضی این برنامه هستند تا اطلاعاتی را به دست آورند که به ویژه، اگر بخواهید در شرکت های بزرگ نام تجاری خود را بدست آورید بسیار مفید است. او نحوۀ استفاده از این اصول را در جلسات درمانی و زندگی روزمره بیمار برنامهریزی میکند. این نشان داد که او آموخته است که پاسخ خود (ترسیدن و گریه کردن) را به محرک دیگری مرتبط کند که قبلاً او را نترسانده بود. پیشنهاد میکنیم نکات کلیدی این کتاب را در وبسایت بوکاپو مطالعه کنید. پیشنهاد میکنیم خلاصه ارزشمندترین کتابهای روانشناسی دنیا را در دستهبندی کتاب های روانشناسی در وبسایت بوکاپو بررسی کنید. در مرحله بعدی آزمایش، سگها قبل از اینکه برایشان غذایی بیاورند، صدای زنگ را میشنوند. از طریق این آزمایش، سگها به تدریج یاد گرفتند که صدای زنگ را با غذا مرتبط کنند، حتی اگر قبلاً به زنگها واکنش نشان نداده بودند! رفتارگرایی به دلیل مشکلات روش شناختی در مطالعه فرآیند حسی، احساس را رد میکند. درمان شناختی شامل تغییر در فرآیندهای فکری است که منجر به رفتارهای منفی یا باورهای نادرست میشود. تدوین برنامه درمانی: روانشناس در نظر میگیرد که کدام اصول رفتارگرایی برای کمک به بیمار در تغییر رفتار او مؤثرتر است.

او ارزیابیهای نهایی را نسبت به بازخورد بیمار نسبت به درمان انجام میدهد. اگر او این کار را کرد، عامل شکنجه حذف میشود. ثورندایک قانون اثر را مطرح کرد، طبق این قانون اگر پاداشی بلافاصله به دنبال یک رفتار بیاید، یادگیری بهتر و قویتر صورت میگیرد. رفتارگرایی واتسون، تفکر را به عادات حنجره تقلیل داد. ایوان پاولوف فیزیولوژیست روس بود که تحقیقات او در مورد شرطی سازی کلاسیک بر افزایش رفتارگرایی در روانشناسی تأثیر گذاشت. در مطالعه پاولوف در مورد شرطی سازی کلاسیک، محرک طبیعی همان غذای سگ و واکنش، تولید بزاق بود. او بر این باور بود که روانشناسان به جای عناصر ذهنی یا تجربه هوشیار باید رفتار را مطالعه کنند. روانشناسان گشتالت یک رویکرد روانشناختی را برای مطالعه روند فکری ارائه کردند. روانشناسی گشتالت به کلی با تحلیل و تقلیل گرایی مخالف بود. از جمله دستاوردهای متعدد وی، انتشار متن ۱۲۰۰ صفحهای «اصول روانشناسی» بود که به سرعت در این زمینه به یک کتاب کلاسیک تبدیل شد. کلارک هال یکی از معروفترین روانشناسان آمریکایی است که تحقیقات زیادی در زمینه آزمون استعدادها، تلقینپذیری و بهویژه یادگیری انجام داده است. سه نظریه مشهور در این زمینه وجود دارد که شامل تئوری سگهای پاولوف، جعبههای اسکینر و آلبرت کوچک از روانشناس مشهور بی واتسون است.

اما روانشناسی گشتالت توضیحات واتسون در مورد روند فکر را کنار گذاشت. رفتارگرایی، مطالعه تجربیات آگاهانه را کنار گذاشت اما روانشناسی گشتالت پیشنهاد کرد که مطالعه تجربیات ادامه یابد. روانشناسی گشتالت نیز احساس را رد کرد زیرا احساسات اتمها یا عناصر تجربیات هستند. هنگامی که موش به دور جعبه حرکت میکرد، گهگاه اهرم را فشار میداد و در نتیجه متوجه میشد که با فشردن اهرم غذا میفتد. این نشان میدهد که موش متوجه شده است که این اهرم به معنی دریافت غذا است. پس از مدتی، موش متوجه شد که فشار دادن اهرم به این معناست که دیگر تحت جریان الکتریکی قرار نمیگیرد. پس از مدتی، موش شروع به دویدن مستقیم به سمت اهرم کرد و در داخل جعبه قرار گرفت. به گفته بنیانگذاران گشتالت، دادههای روانشناختی عالی را میتوان از تجربیات مستقیم به دست آورد. دخترش «ناتالی راجرز»، او را «الگویی برای شفقت و آرمانهای دموکراتیک» در زندگی خود توصیف کرد.

آموزهها و نوشتههای او به تثبیت روانشناسی به عنوان یک علم کمک کرد. افراد باید آنها را به عنوان دو خط مختلف که یکی پس از دیگری در معرض دید قرار گرفته بودند، درک کنند؛ اما آنها فقط یک خط را درک میکردند. متخصصان، رفتار درمانی را براساس این نظریه که افراد رفتارها را یاد میگیرند، تجویز میکنند. بنابراین روانشناسی گشتالت با هدف مطالعه رفتارها و تجربیات انجام میشود. شرطی سازی کنش گرا شامل تقویت کنندههای پیچیدهتری است اما همچنان براساس این ایده عمل میکند که تقویت کنندهها میتوانند باعث تشویق یا دلسردی رفتارها شوند. اسکینر به خاطر مفاهیم خود در مورد شرط سازی کنش گرا مشهور است. بسیاری از حیوانات از مربیان خود یاد میگیرند تا رفتارهایی را با شرطی سازی کلاسیک یا کنش گرا انجام دهند. به این صورت که وعده پاداش، که همان تعداد مارشمالوی بیشتر است، رفتار کودکان را در مقابل وسوسههای مختلف شکل میدهد. این حالت بیشتر در کودکان دیده میشود. اریکسون، با بررسی توسعه در طول زندگی، از جمله حوادث دوران کودکی، بزرگسالی و کهولت سن نظریه روانکاوی را گسترش داد. این حالت را میتوان در بازجوییی مشاهده کرد؛ فرد را شکنجه میدهند تا رفتار مطابق با میل دیگران را انجام دهد. در توسعه فردی از طریق خودیاری میتوان برای کمک به ایجاد انگیزه در خود برای مولد بودن، ایجاد عادات بهتر و کاهش اهمالکاری استفاده کرد.

مکتب گشتالت در نتیجه علاقه ورتهایمر به پدیده فی (Phi Phenomenon) ایجاد شد. ورتهایمر به درک حرکت علاقه داشت و تعداد زیادی آزمایش روی پدیده فی انجام داد. آزمایش سگ پاولوف شامل سگ، گوشت و صدای زنگ است. سپس واتسون و راینر با چکش صدای بلندی تولید کردند که باعث ترس آلبرت و گریه او شد. مشاوره با بیمار: روانشناس یک برنامه درمانی را با بیمار به همراه خانواده او ترتیب میدهد. در کتاب تست مارشمالو، روش جالبی را ارائه میکند که منجر به تقویت حس خویشتنداری در کودکان میشود. از این مدل روانشناسی در حوزههای متعدد مانند تحصیلات، آموزش، تبلیغات، بازاریابی، توسعه فردی، آموزش حیوانات و غیره استفاده میشود. رفتار درمانی میتواند شامل تکنیکهایی مانند حساسیتزدایی سیستماتیک و قرار گرفتن در معرض واکنش باشد. تقویت مثبت: ارائه پاداش به کسی مانند تحسین، پول یا غذا در هنگام انجام رفتار دلخواه، رفتار مثبت را تشویق میکند. والدین و متخصصان مراقبت از کودکان با استفاده از شرطی سازی در محیطهای علمی، رفتار مثبت کودکان را تشویق میکنند.

توانایی جسمی و روحی بالا از مهم ترین ویژگی های متخصصان تغذیه است. تغذیهٔ نادرست عامل انواع بیماری هاست و کمبود ویتامین ها موجب بیماری های مختلف می گردد از همین رو دارای اهمیت بسیاری است. کارشناسی ارشد تغذیه و رژیم غذایی در چندین دانشگاه در استرالیا ارائه می شود. • برنامه ها و دوره های در دانشگاه ها برای بعد از فارغ التحصیلی توسط انجمن رژیم غذایی انگلیس (BDA) که شورای رسمی تشخیص متخصصان رژیم درمانی است، اعتبار دارند. • این عنوان بعد از اتمام آزمون های مربوطه توسط کمیسیون ثبت نام رژیم غذایی (CDR) به فارغ التحصیلان داده می شود. • متخصصان تغذیه برای کار به عنوان متخصص تغذیه لزوماً به مدرک تحصیلی احتیاج ندارند زیرا این نامگذاری توسط اکثر کشورها یک حرفه شناخته نشده است. امروزه هنوز هم این نظریه توسط متخصصان سلامت روان مورد استفاده قرار میگیرد. یعنی متخصصان تحصیل کرده در رژیم غذایی برای درمان رژیمی و تشخیص سلامت بیمار ارجحیت بیشتری دارند. صنعت تبلیغات از اصول روانشناسی رفتارگرا استفاده کرده و بین محصول و تجربه مثبت کاربر ارتباط ایجاد میکند. روانشناسی رفتارگرا میتواند رویکرد مفیدی برای تحقیقات روانشناختی باشد زیرا محققان میتوانند شرطی سازی را در کارهای خود استفاده کرده و رفتارهای بیرونی را راحتتر از حالتهای داخلی اندازهگیری کنند.

بسیاری از مردم اصول روانشناسی رفتارگرا را در زندگی شخصی یا حرفهای خود به کار میبرند. یک روانشناس رفتارگرا به صورت جداگانه یا گروهی با بیماران کار میکند. کار آلبرت بندورا بخشی از انقلاب شناختی روانشناسی است که در اواخر دهۀ ۱۹۶۰ آغاز شد. متخصصان درمان شناختی بر این عقیده هستند که فرآیندهای فکری باعث ایجاد احساسات و رفتار متقابل میشوند. • برای دریافت حقوق کامل یک متخصص رژیم درمانی، عضویت تمام وقت در انجمن متخصصان تغذیهٔ استرالیا (DAA) مهم است. معمولاً برای آنکه کودک رفتار مطابق با میل ما را انجام دهد، به او جهت انجام آن کار، پاداش میدهیم. گاهی اوقات، روانشناسی گشتالت را «روان شناسی پیکربندی» مینامند. شاید هیچ مکتب روانشناسی دیگری به اندازه مکتب گشتالت در مطالعه ادراک مشارکت نداشته باشد. تحصیل در مقطع کارشناسی ارشدِ رشتهٔ تغذیه در خارج از کشور با توجه به شرایط و مزیت های استخدام و نامگذاری های محترم و پر اعتبار بسیار عالی است. پیش نیازها و مدارک لازم برای تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد تغذیه شامل: لیسانس در هر زمینهٔ بهداشتی، CV / رزومه، آزمون مهارت انگلیسی (IELTS یا TOEFL)، توصیه نامه و بیانیهٔ هدف تحصیلی است. • برای اینکه یک متخصص رژیم درمانی معتبر در استرالیا باشید، باید حداقل 4 سال تحصیل در مقطع کارشناسی یا کارشناسی ارشد انجام دهید.

توسط دکتر زادان فرخ

دکتر زادان فرخ متخصص قلب هستم